م.ح.ف
او دیگر هرگز از این هیبت حقیر بیرون نخواهد آمد.
- زیاد هم مطمئن نباش... حرف های دهاتی ها را که نشنیده ای...
می گویند:" روباه یعنی این , از سر شب تا سپیده ی صبح آرام می نشیند پشت پرچین "
وپلک هم نمی زند؟!
- و پلک هم نمی زند, مثل همان موقع ها .
دهاتی ها می گویند: "همه ی روباه های دیگر را هم پاره می کند"
بعضی هاشان هم گفته اند: "حتمن طلسم شده است".
, told you
غریبه
من گفتم آن بیرون هیچچیز منتظر ما نیست، امّا تو فریب وسوسهی نور را خورده بودی و از فلسفهی رهایی میگفتی.
حیف شد، من میدانستم بعضی وقتها با هم بودن در تاریکی بهتر از تنها بودن در نور است...
با اجازه از مطرود .