تبليغاتX
وبلاگ خازييل
خازييل
هرچه اين جا نوشته شده همه خازييل است
دوشنبه 1386/07/30

ترس

م ح ف                          

نمی دانم چرا توی خانه ام همه ی حشرات خود به خود می میرند .
صبح ها توی دستشویی پشه هایی را می بینم که دست و پای لاغرشان را انداخته اند روی هم و با بال هایشان که شکل شنل دوک های فرانسوی به خود گرقته روی زمین پهن شده اند و آرام آرام توی خودشان می لرزند .
امروز صبح هم یک عنکبوت بزرگ پاهایش را جمع کرده بود توی شکمش و خشک افتاده بود پایین چهار چوب قهوه ای در توالت . اول فکر کردم نخ گلوله شده ای چیزی است . اما نه ٬ یک عنکبوت بزرگ خشک شده بود.
از سوسک هایی هم که کنار پاخور چوبی دیوار ها می میرند هیچ نمی گویم .

اما می دانم همه چیز دورو برم در یک تکاپوی ایستا به سر می برد ٬ تکاپویی که نقطه ی انتهای آن با سرنگونی من پایان می پذیرد .
مرگ های جزئی آنها در حقیقت فریبی است که آنها بر من می پسندند تا قدرت را در کماکان در دست خود حس کنم . این را می دانم .
من همیشه مغلوب آنها بوده ام .
 

+ نوشته شده در خازييل
یکشنبه 1386/07/29
Haiku Ambulance

Richard Brautigan                            brautigan   


یک تکه فلفل سبز
می افتد
توی ظرف چوبی سالاد :

خوب که چی؟

                                                   م ح ف

+ نوشته شده در خازييل
یکشنبه 1386/07/22
Upside down

هان ای دل عبرت بین               

واجب است جعبه ی کبریت ها را که باز می کنی ٬ کبریت ها را  از سرشان بشماری ٬ آنوقت رویشان حساب بازکنی.
که چه بسیار کبریت هایند که تنها پایین تنه اند.

 

 

+ نوشته شده در خازييل