دیشب خواب دیدم: ناخواسته وارد مکانی شدهام که شکل یک کلوپ شبانه است. هیچکس را نمیشناسم. همه جا شلوغ پلوغ است. یک گروه موسیقیِ بندری هم هست که مردی با حرارت میخواند: " عمو شیشکوپسکی " و کف دستهایش را به هم میکوبد و دور خودش بندری میرقصد.
کلی زن هم هستند که با همان حرارت بعد از هر بار که مرد "عمو شیشکوپسکی"اش را میخواند، پشت بندش به آواز می خوانند:
" کجاس؟ کجاس؟ "
و اینطوری است که پیش خودم خیال میکنم "عمو شیشکوپسکی" آدم باحالِ مو قرمزِ چاقِ بطری به دستی است که همهی زنهای دنیا شیفتهاش هستند و او با بیخیالی تلوتلو خوران از جلوی همهشان رد میشود و دست میاندازد دور گردن یکی از دخترها که خیلی ذوق کرده است.
اما یکهو صحنه تاریک میشود و میفهمم که دارم خواب میبینم.